انهار
انهار
مطالب خواندنی

ترجمه فارسی

بزرگ نمایی کوچک نمایی
بِسْمِ اللهِ الـرَّحْمَنِ الـرَّحِيم
الـــــسَّـــــلاَمُ عَـــــلَـــــى
مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
وَٱلـسَّـلَامُ عَـلـی عِـبـادِالله
جایگاه کتاب منهاج‌الصالحین و اهمیت آن
     
کتاب «منهاج‌الصالحین»، رساله عملیه علامه آیةالله حکیم است که تألیف شده تا مرجعی برای مقلدان عرب‌زبان باشد.
این کتاب به دلیل جامعیت و دربرداشتنِ اکثر ابواب فقه، مورد توجه فقهای متأخر قرار گرفت و بسیاری از آنان، نظرات فقهی خود را در قالب «حواشی» بر این کتاب نوشتند.
آیةالله سید محسن حکیم، یکی از برجسته‌ترین فقهای عصر و از بزرگان مراجع تقلید شیعه در قرن چهاردهم هجری به شمار می‌روند. ایشان از شاگردان شیخ آقا ضیاء العراقی، میرزای نائینی و شیخ خراسانی بودند و پس از وفات سید ابوالحسن اصفهانی، مدیریت امور دینی و مذهبی شیعیان در عراق را بر عهده گرفتند.
مرحوم آیةالله حکیم علاوه بر جایگاه علمی، شخصیتی برجسته از نظر سیاسی و اجتماعی بودند و نقش بزرگی در مبارزات ملت عراق علیه اشغالگران بریتانیایی داشتند.
اگرچه فعالیت‌های سیاسی ایشان باعث می‌شد که نتوانند به طور کامل به مطالعه و تدریس بپردازند، اما آثار علمی متعددی به جای گذاشتند که تاریخ آن‌ها را تخلید کرد (به یاد آورد)؛ آثاری چون: «مستمسک العروة»، «حقائق الأصول»، «نهج الفقهة»، «منهاج الصالحین»، «اصول الفقه»، «شرح التبصرة» و «دلیل الناسک».
کتاب «مستمسک»، شرحی استدلالی و جامع بر جلد اول کتاب «العروة الوثقى» (نوشته مرحوم آیةالله سید کاظم یزدی) است. این کتاب از گنجینه‌های فقه شیعه به شمار می‌رود، هرچند که تمام ابواب فقه را در بر نمی‌گیرد و از برجسته‌ترین کاستی‌های آن این است که کتاب حج را (به جز از ابتدای حج تا نحوه احرام) شامل نمی‌شود.
من به دلیل اهمیت کتاب «منهاج»، علاقه‌مند به نگارش آن به همراه حواشی برخی از بزرگان (آیات عظام) بودم؛ همان‌طور که مشاهده خواهید کرد، حواشی آیات عظام: خوئی، صدر، تبریزی و سیستانی و وحید خراسانی در ذیل متن اصلی قرار گرفته است
.
سیدمحمدحسن بنی هاشمی
تاریخ بارگزاری اولیه: چهارشنبه؛ ۱۸ تیر ۱۴۰۴ .

تاریخ به روزرسانی: چهارشنبه, ۲۴ تیر ۱۴۰۵

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات
  






پیوندها

حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
الـــــسَّـــــلاَمُ عَـــــلَـــــى
مَهْدِيِّ الْأمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
وَٱلسَّلَامُ عَلی عِبادِالله
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
{۱} عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
{۲} وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
{۳} وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
{۴} وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا به چهار چيز پناهنده نميشود:
{۱} شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل «حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌» خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است؛ زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
{۲} و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل: «لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌» زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
{۳} و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد«وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ» كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است؛ زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
{۴} و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى «مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌» آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست.
زيرا شنيدم خداى عزّ اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد. (و كلمۀ: عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -